۳۰ ضرب المثل افغانی با معنی

۳۰ ضرب المثل افغانی با معنی

ضرب المثل‌ها کاربرد‌های زیادی در زبان دارند و در همه‌ی زبان‌ها ضرب المثل‌هایی مطابق با فرهنگ و سنتشان وجود دارد. در این مطلب چندین ضرب المثل‌ افغانی جالب همراه با معنی گردآوری شده است.


ضرب المثل افغانیستاره | سرویس سرگرمی - ضرب‌المثل یک جمله یا یک عبارت کوتاه و گاهی یک مصرع شعری است که در آن یک مفهوم بزرگ اجتماعی نهفته است. هویت گویندگان ضرب‌المثل مشخص نیست و هر کس در یک موقعیت، نکته‌ای حکیمانه را بر زبان آورده که بعد‌ها به صورت ضرب‌المثل یا مثل مورد استفاده قرار گرفته است. ضرب المثل‌ افغانی، سرمایه‌ای عظیم برای بررسی است که به کمک آن می‌توان به علل بسیاری از رفتار‌های اجتماعی مردم افغانستان پی‌برد. در این بخش تعدادی از ضرب المثل‌های کاربردی و معروف افغانی آورده شده است.

ضرب المثل‌ افغانی
۱. آب از سر بند بسته می‌شودمعنی: باید هر اصلاحی را از مبدا و منشا آن انجام داد.



☆✦☆✦☆✦☆


۲. پیل هر چی مردنی بشه د شکمشی یک زانو آوهمعنی: فیل هر چه مردنی‌تر باشد در شکمش یک زانو آب موجود است.



☆✦☆✦☆✦☆


۳. خرس را که یاد کردی سوته در دستت بگیرمعنی: استعمال این ضرب‌المثل در مواقعی است که درباره شخصی در غیبتش سخنانی گفته شود و وی ناگهان وارد شود.



☆✦☆✦☆✦☆


۴. آو طرف آو ریز خو مورهمعنی: آب به طرف آبریز خود می‌رود.



☆✦☆✦☆✦☆ضرب المثل افغانی


۵. خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بودمعنی: پس از برخورداری از شیرین کامی‌ها و خوشی‌های زودگذر گفته می‌شود یا در جایی که شخصی یا جمعی برای انجام کار دست به کار شوند، ولی حادثه غیرمترقبه‌ای آن‌ها را از ادامه خدمت‌گزاری باز دارد و به نتیجه‌ای نرسیده باشند.



☆✦☆✦☆✦☆


۶. تنگ آمد د جنگ امدمعنی: چون عرصه بر او تنگ شد ناگریز کمر به جنگ بست. یا به عبارتی کارد به استخوان رسید.



☆✦☆✦☆✦☆


۷. دیگ شریکی را سر چار راهی مشکنمعنی: کاری که چند تن در آن شریک باشند غالباً به دلیل اختلافات نتیجه خوبی نمی‌دهد. یا به عبارتی آشپز که دوتا میشه غذا یا شور میشه یا بی نمک.



☆✦☆✦☆✦☆ضرب المثل افغانی


۸. کار کو داندازه که از دست و پای نندازهمعنی: کار را با قاعده انجام بده تا از دست و پا نیفتی



☆✦☆✦☆✦☆


۹. زور از زاری کم نمی‌شودمعنی: جایی که سخن از زور باشد، عذر و تضرع نمی‌تواند از شدت آن بکاهد.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۰. دیر آیه درست آیهمعنی: دیر آید درست آید.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۱. کاسه را به کوزه می‌زنی و کوزه را به کاسهمعنی: به کسی گفته می‌شود که بداخلاقی و تندخویی می‌کند. یا می‌توان به عبارتی گفت: کاسه و کوزه شکستن.



☆✦☆✦☆✦☆


ضرب المثل افغانی


۱۲. لاف در غربت، آواز در بازار مسگرانمعنی: آدم در غربت هر چه لاف می‌زند، دیگران باور می‌کنند، چون کسی وی را نمی‌شناسد.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۳. بوز د پای خو اوزویه، میش د پای خومعنی: هرکس سرنوشت مخصوص خود را دارد. عاقبت کار هر کس جداست؛ و یا به عبارتی هر کسی را توی قبر خودش می‌گذارند.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۴. موش لوش خوردهمعنی: در مورد کسی گویند که خیلی خسیس شده باشد.



ضرب المثل افغانی

۱۵. کم بخور نوکر بگیرمعنی: توصیه به بزرگ منشی می‌کند. حتی اگر قدرت و توانایی کافی نداری از خرج خودت کم کن و نوکری برایت استخدام کن تا شخصیت است پیش دیگران بالا برود.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۶. چندان سمن است که یاسمن پیدا نیستمعنی: حواشی یک قضیه آنقدر زیاد است که اصل موضوع گم شده است.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۷. دود چراغ خوردهمعنی: به تلاش بسیار و شب زنده داری‌های زیاد برای کسب دانش اشاره دارد.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۸. ناز بسیار محبته کم میکنهمعنی: ناز بسیار محبت را کم می‌کند.



☆✦☆✦☆✦☆


۱۹. هرچی کنی، دمب خر یک بلست اس


منظور: وقتی استعمال می‌شود که تلاش و پند و اندرز اثر نگذارد و شخص مورد نظر بر گفته و کردار خود پافشاری نماید.


معادل فارسی: یاسین به گوش خر خواندن



☆✦☆✦☆✦☆


ضرب المثل افغانی


۲۰. آش مردا دیر پخته میشهمعنی: در کار مرد عجله‌ای در کار نیست



☆✦☆✦☆✦☆


۲۱. ده جنگ نان و حلوا بخش نمیشهمعنی: در جنگ نان و حلوا بخش نمی‌شود.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۲. نان بخور خود پسند کالا بپوش خلق پسندیعنی در خوراک مذاق خود و در پوشاک ذوق و سلیقۀ مردم را باید درنظر گرفت.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۳. حاضره لقمه و غایبه تکبیرمعنی: حاضر را لقمه و غائب را تکبیر


منظور: اگر کسی در محفل حضور داشت میخورد و برای غائب دعای خیر هم کافی است.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۴. از یک دست صدا نمیبرایهمعنی: یک دست صدا ندارد.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۵. خر خو همان خر است، لاکن پالانش نو شدهمعنی: هر چه قدر هم که به ظاهر و لباس خود برسید باز هم اصالت تغییری نمی‌کند.



ضرب المثل افغانی

۲۶. خارپشتک چوچۀ خود را میگوید: بخملی بچه‌اممعنی: سوسکه بچه‌اش از دیوار بالا می‌رفت، می‌گفت: قربون دست و پای بلوریت.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۷. خدا گفت: کلو و شربو نه گفت: گلو تا گلومعنی: درست است که خدا گفته بخورید و بیاشامید، ولی نگفته در خوردن و آشامیدن زیاده روی کنید.



☆✦☆✦☆✦☆


ضرب المثل افغانی


۲۸. گشنه ره یک لقمه، مانده ره یک قدممعنی: گرسنه را یک لقمه، مانده را یک قدممنظور: در حالت درماندگی کسی گفته شود، که حتی با کوچکترین کاری چاره کارش ساخته بشود.



☆✦☆✦☆✦☆


۲۹. میمان روزیخوده خود میارهمعنی: مهمان روزی خود را با خود می‌آورد.



☆✦☆✦☆✦☆


۳۰. شیشه کی میده شد تیز‌تر موشهمعنی: شیشه که شکسته شد تیزتر می‌شود.




لطفا نظرات خود را درباره این مجموعه ضرب المثل افغانی و معانی آن‌ها در بخش «ارسال نظر» با ما در میان بگذارید.