دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)

دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)

دکلمه برای ولادت حضرت علی متن‌های آهنگین به مناسبت تولد امام علی، سرودها و شعرهای بحر طویل، متن ادبی درباره میلاد حضرت علی و نوشته هایی با موضوع ولادت امیرالمؤمنین هستند.


دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)

ستاره | سرویس سرگرمی - ولادت امام علی (ع) پربرکت‌ترین میلاد در عالم هستی و تنها تولدی است که در خانه کعبه صورت گرفت. دوستی امام علی (ع) را همچون عبادت می‌دانند و ولادتشان جایگاه ویژه‌ای در قلب دوستداران ایشان دارد تا آنجا که جشن‌های فراوان به این مناسبت برگزار می‌شود. دکلمه‌های ولادت حضرت علی (ع) که به مناسبت ۱۳ رجب تهیه شده‌اند، متن و شعرهای احساسی هستند که می‌توانید آنها را آهنگین، پر شور و حرارت و با احساس بخوانید تا شادی یک شیعه واقعی از میلاد مولا را به گوش همگان برسانید. در ادامه مطلب تعدادی از این دکلمه‌ها را آماده کرده‌ایم که در جشن‌های ولادت حضرت علی (ع) قابل استفاده هستند.


در صورتی که دکلمه خاصی برای ولادت حضرت علی (ع) مد نظر شماست، با انتخاب عناوین ارائه شده در فهرست زیر به دکلمه دلخواه خود برسید.



دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)
 
متن دکلمه برای ولادت حضرت علی (۱): نگاهی از جنس آسمان

بشکن به غریو شادی؛ سکوت سرد زمان را!بشکن، دف بیاور، دف! که فصل سبز سماع آمد!فصل عشق بازی با سرود سبز مولا علیه السلام!مردی می‌آید؛ مردی که تنها «جوانمرد» گیتی در چکامه تاریخ است!مردی که با تمام شکوهِ خداوندی، اسب وحشی زمان را لگام خواهد زد!مردی که هیچ «خندقی» جلودارش نیست و هیچ «خیبری» تابِ بازوان ستبرش را ندارد! مردی که هیچ «عَمرو و مَرحبی» مقابلش قد علم نخواهد کرد؛ مگر هم آغوش خاک شود! مردی که ابرهای تیره را به بال اسب‌های وحشی باد، گره خواهد زد تا مناظر آسمان را کسی با نگاه تیره نپوشاند!مردی که تمام افسانه‌ها و اساطیر را به نگاه تیزبین «ذوالفقار» خواهد سپرد!مردی که مترسک‌های شرّ و بدبختی را از ذهن زنان و کودکان بی گناه، خواهد زدود!مردی که «حکومت اسلامی» را در زمین و آسمان جار خواهد زد و زمین، برای اولین بار، مزه «عدالت» را خواهد چشید!مردی که میدان جنگ، برایش مصلّی و دارالخلافه، برایش میدان مبارزه با نفسْ خواهد بود و فرشتگان، با غریو «و العادیات»، برایش سرود فتح، خواهند خواند!کعبه بود و سرود سبز ولایت که غریو «یا علی» را همراهی می‌کرد!کعبه بود و «نوزادی» که تمام ستارگان را به میهمانی ولادتش فرا خوانده بود و عطر بهشت، از تراکم فرشته‌ها، فضای کعبه را فرا گرفته بود.کعبه بود و خیل فرشتگانی که با گلاب‌های بهشت، مولود زیبای فاطمه، بنت اسد علیهاالسلام را شستشو می‌دادند. کعبه بود و میزبانیِ بی‌نظیری که هیچ‌گاه سابقه نداشت! کعبه بود و نور سبز امامت!تمام اهالی آسمان و ملکوت خداوند، برای عرض «تهنیت» فرود می‌آمدند و دسته دسته، پرچمی از نور را همراهی می‌کردند که بر آن، اسامی مبارک و القاب حضرت مولا نوشته شده بود:یا عَلیّ المرتضی، یا امیرَ المُؤمِنین، یا وارِثَ المُرسَلین، یا سَیِّدِ الوَصیِین، یا حُجَةَ ربِّ العالَمین، یا قآئِدَ الْغُرِّ المُحَجِّلینَ، یا آیَة الکُبری و النبأ العظیم...و تمامی فرشتگان، مسرور از این لحظات نورانی، برق نگاه کودکانه‌اش را به تماشا ایستاده بودند.در نگاه کودکانه‌اش، برقی دیده می‌شد، از جنس آسمان؛ از جنس اِنّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون! نگاهی که ماشاءاللّه و تَبارَکَ‌اللّه (جلّ جَلاله) از آن می‌تراوید!نگاهی که حتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را به تسبیح خداوند، وا می‌داشت!نگاهی که حتی صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیهاالسلام را به آرامش می‌خواند!نگاهی که یتیمان کوفه به آن عادت کرده بودند! نگاهی که پیرمرد نابینای خرابه‌نشین، از احساس آن لذّت می‌برد! نگاهی که مالک اشتر رحمه الله را به خلسه‌های عارفانه می‌سپرد!نگاهی که تمام معارف الهی را در جام صبرِ امام حسن علیه السلام می‌ریخت!نگاهی که مایه صبر زینب علیهاالسلام و باعث شجاعت اباعبداللّه علیه السلام بود!... و نگاهی که مفهوم مهربانی بود و مصداق بهشتِ «دارالسلام»؛ و این برق محبت، حتی در میدان جنگ هم از نگاه حضرت مولا علیه السلام محو نمی‌شد.عطر «امامت»، تمام فضای آسمان و زمین را معطّر کرده بود و این را تمامی گل‌ها و پروانه‌ها، حتی تمام لاله‌های صحرایی، احساس می‌کردند! عطری که از «کعبه» تا «نجف»، پروانگان عاشق را مست رایحه خود می‌کند و سحرگاهان، از مسجد کوفه به مشام جان می‌رسد!مولاجان! حیدر کرّار! با تمام ارادت، تو را می‌خوانیم: اَلسَّلامُ عَلَی اَلشَّجَرَةِ اَلنَّبَوِیَةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهاشِمیةِ الْمُضیئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُبُوِّةِ الْمُؤنِقَةِ بِالْأَمامَةِ: درود بر تو ای شجره طیبه نبوت و گُلبنِ آل‌هاشم، که با نور پرثمر و درخشان نبوّت و گل و ریحان‌های امامت، آراسته شده‌ای...اَلسلامُ عَلیک و عَلی اَهلِ بَیتِکَ الطَّیِبینَ الطَّاهرینْ. درود بر تو و بر اهل بیت پاک و پاکیزه تو باد!سیدعلی‌اصغر موسوی



دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)


 
متن دکلمه برای ولادت حضرت علی (۲): مشکل‌گشای هستی


کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری می‌کرد؛ میلاد علی مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت.مولا! ولادت تو، آفتابی‌ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد.حجرالاسود، بر دست‌های تو بوسه زد و مسجد الحرام، تو را در آغوش گرفت.صفا و مروه به نظاره‌ات نشستند، تا این که همانند آفتاب، از درون کعبه سرزدی. آن‌گاه، لبخند بر لبان عدالت نقش بست.ای آشنای نخلستان‌ها و ای همدم چاه! ای درد و آشنای کوچه پس کوچه‌های کوفه! سکوت تو، بلندترین فریاد در تاریخ بود که در پژواک خویش، طنین مردی را داشت که ردپای مظلومیتش هنوز در بستر تاریخ جاری است.ای نبأ عظیم و ای صراط مستقیم و ای لبریز از شجاعت و سخاوت! ذوالفقارت، برترین و گویاترین حدیث مردانگی است.ای کامل کننده دین احمد و ای سنگ صبور محمّد صلی الله علیه و آله و سلم! تکرار نام تو، بیابان‌های خشک ظلم و تبعیض را به سبزترین باغ‌های عدالت، پیوند می‌زند.کائنات، با تکرار نام تو به تکاپو می‌افتند و قیام می‌کنند.ای فراتر از عشق زمین! همه شاعران، دیوان خود را با نام تو آغاز می‌کند.امیر مهربانی! تو آمدی و ناخدای کشتی نجات بشریت در عصر دلمردگی و جهالت شدی.یک آسمان بلاغت و یک کهکشان فصاحت! تو فاتح دل‌های عاشقان و التیام زخم‌های ضعیفان و مرهم دل‌های غریبانی تو آبروی انسانیتی!ای سراسر و بخشش و عدالت! دستمان گیر که محتاج سر کوی توایم!معصومه عبدالحسینی



دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)


 
شعر دکلمه برای ولادت حضرت علی (۱): در سایه سار نخل ولایت


خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگارانکه تو را آفرید.از تو در شگفت هم نمی‌توانم بودکه دیدن بزرگی‌ات را، چشم کوچک من بسنده نیست:مور، چه می‌داند که بر دیواره‌ی اهرام می‌گذردیا بر خشتی خام.تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می‌تواند ساختو من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی‌تواند داشت

پایی را به فراغت بر مریّخ، هِشته‌ایو زلالِ چشمان را با خون آفتاب، آغشتهستارگان را با سرانگشتان، از سرِ طیبَت، می‌شکنیو در جیب جبریل می‌نهیو یا به فرشتگان دیگر می‌دهیبه همان آسودگی که نان توشه‌ی جوین افطار را به سحر می‌شکستییا، در آوردگاه،به شکستن بندگان بت، کمر می‌بستی

چگونه این چنین که بلند بر زَبَرِ ما سوا ایستاده‌ایدر کنار تنور پیرزنی جای می‌گیریو زیر مهمیز کودکانه بچّگکان یتیمو در بازارِ تنگِ کوفه...؟

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختمکه عمود بر زمین بایستد...پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودمکه پای افزاری وصله‌دار به پا کند،و مَشکی کهنه بر دوش کشدو بردگان را برادر باشدآه ای خدای نیمه شب‌های کوفه‌ی تنگ.ای روشنِ خدادر شب‌های پیوسته‌ی تاریخای روح لیلة القدرحتّی اذا مَطلعِ الفجر...

خدا را، اگر از شمشیرت هنوز خون منافق می‌چکد،با گریه‌ی یتیمکان کوفه، همنوا مباش!شگرفیِ تو، عقل را دیوانه می‌کندو منطق را به خود سوزی وا می‌دارد

خِرَد به قبضه‌ی شمشیرت بوسه می‌زندو دل در سرشک تو، زنگارِ خویش، می‌شویداما:چون از این آمیزه‌ی خون و اشکجامی به هر سیاه مست دهند،قالب تهی خواهد کرد.

شب از چشم تو، آرامش را به وام داردو توفان، از خشم تو، خروش را.کلام تو، گیاه را بارور می‌کندو از نَفَست گل می‌رویدچاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است.سحر از سپیده‌ی چشمان تو، می‌شکوفدو شب در سیاهیِ آن، به نماز می‌ایستد.هیچ ستاره نیست که وامدارِ نگاه تو نیستلبخند تو، اجازه‌ی زندگی استهیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

زمان، در خشم تو، از بیم سِترون می‌شودشمشیرت به قاطعیّتِ «سِجیّل» می‌شکافدو به روانی خون، از رگها می‌گذردو به رسایی شعر، در مغز می‌نشیندو چون فرود آید، جز با جان بر نخواهد خاست

چشمی که تو را دیده است، چشم خداست.ای دیدنی‌ترگیرم به چشمخانه‌ی عَمّاریا در کاسه‌ی سر بوذر

هلا، ای رهگذاران دارالخلافه!ای خرمافروشان کوفه!ای ساربانان ساده‌ی روستا!تمام بصیرتم برخی چشم شمایان باداگر به نیمروز، چون از کوچه‌های کوفه می‌گذشته‌اید:از دیدگان، معبری برای علی ساخته باشیدگیرم، که هیچ او را نشناخته باشید....

کدام وامدارترید؟دین به تو، یا تو بدان؟هیچ دینی نیست که وامدار تو نیست

دری که به باغِ بینش ما گشوده‌ایهزار بار خیبری‌تر استمرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو

شعر سپید من، رو سیاه ماندکه در فضای تو، به بی‌وزنی افتادهر چند، کلام از تو وزن می‌گیردوسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمایه، گنجانم؟تو را در کدام نقطه باید بپایان برد؟تو را که چون معنی نقطه مطلقی.الله اکبرآیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی‌نگرد؟فتبارک الله، تبارک اللهتبارک الله احسن الخالقینخجسته باد نام خداوندکه نیکوترین آفریدگاران استو نام توکه نیکوترین آفریدگانی.سیدعلی موسوی گرمارودی



دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)

شعر دکلمه برای ولادت حضرت علی (۲): بحر طویل با ۱۱۰ بار نام علی


قلمی آمده در دستهمین استدلیل کشش عربده‌ی عاشق سرمستعلی گفتم و دیدم نفسم خرجِ علی شدپریشانِ علی شدگلی در دل گلدانِ علی شدکه با شادی خود باز غزلخوانِ علی شدعلی گفتم و دیدم همه جا حرفِ علی شددلم یارِ علی شدگرفتارِ علی شدبه خود آمدم و دیدم از اول دل دلخسته‌ی من خوب بدهکارِ علی شد

علی معدن علم استعلی اسوه‌ی حلم استشد از ذکر علی صاحب‌دل مستعلی نور حیاتمعلی پاکی ذاتمعلی صوم و صلاتمشده نادعلی شاخه نباتمعلی شافع محشرعلی فاتح خیبرعلی ساقی کوثرعلی شیر دلاورعلی از همه برترولی گفته منم بنده‌ای از بنده‌ی دربار پیمبر

علی نور علی شورعلی صاحبِ منشورعلی پاکعلی قبله‌ی افلاکعلی فاتح بی‌باکعلی مستی هر تاک که باشد پدر خاکعلی اوجِ یقین استعلی مرجعِ دین استعلی همدمِ هر قلب حزین استعلی جلوه‌ی الطاف خدا روی زمین است

چه شوری که نیفکنده علی در دل هر شیعه‌ی بی‌تابدرون دل من حک شده این قاب

علی عالم اسرارعلی مطلع الانوارعلی سرور ابرارعلی صاحب تیغ دو دم و فاتح پیکارعلی قاتل اشرارعلی بنده دادارعلی افضل الاذکارعلی ذکر لب میثم تمّار سرِ دار

علی منشأ هر بذلعلی قاطبه‌ی فضلعلی قوّت دستان علمگیر ابا الفضل

علی حکمِ قضاوتعلی شورِ رشادتعلی معنیِ غیرتعلی منبعِ رحمتعلی روحِ عدالتعلی چشمه‌ی حکمتعلی راهِ سعادتعلی رمزِ شهادتعلی شاهِ ولایتعلی نورِ هدایتعلی ماهِ امامتعلی علّتِ قد قامتِ غوغای قیامت

علی عالی اعلاعلی شافع فرداعلی مالک دنیاعلی حضرت مولاعلی رمز تولّیعلی راز تبرّیعلی آیت عظمیعلی سایه‌ی طوبیعلی هوی مسیحاعلی حیّ تعالیعلی جرات دل‌هاعلی هم‌نفس و هم‌قسم حضرت زهرا

علی شاکله‌ی عشقعلی مسئله‌ی عشقعلی آخرِ هر مرحله‌ی عشق

علی مرهمِ درد استعلی شیرِ نبرد استعلی حاجتِ هر دستروا می‌شود از لطف علی خواهشِ این سائل سرمست

علی جلوه‌ی انصافعلی مجمع اوصافعلی خالی از اجحاف

علی فکر علی ذکر

علی خارج از ادراکعلی خواجه‌ی لولاکعلی نور دل پاک

علی شوق علی ذوق

علی فیض مداومعلی سدّ مقاومعلی حسّ ملازم

علی آه علی شاه

علی هوی اَلَستمعلی حاجتِ دستمعلی هست که هستم

علی شیر علی میر 

من و جام علی خیره سوی بام علی دیده‌ی پر خونمن و نام علی تابع اسلام علی این دل مجنون

من و هوی علی تا خود گیسوی علی دل شده مایلمن و بوی علی طاق دو ابروی علی قبله‌ی هر دل

علی حیدر کرّارعلی کعبه‌ی سیّارعلی امنیت گنبد دوّارعلی بر همه غمخوارعلی نام تو را می‌برد این شاعر درباربه تکرارعلی ای عالم اسراربه اِصرارعلی ای حضرت سرداربه عشق کرمت یکصد و ده بارنوشتیم

که این سال و همه سالکه این ماه و همه ماهکه این روز و همه روزبه دادم برسی سید و سالارتویی نور دو عینم...اسماعیل شبرنگ



دکلمه برای ولادت حضرت علی (ع)

شعر دکلمه برای ولادت حضرت علی (۳): علی بود


تا صورت پیوند جهان بود، علی بودتا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بودسلطان سخا و کرم و جود، علی بود

هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاسهم صالح پیغمبر و داوود، علی بود

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم ایوبهم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود

مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شدآدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطنهم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

آن لَحمُکَ لحمی بشنو تا که بدانیآن یار که او نفس نبی بود، علی بودمنسوب به مولانا



در پایان ضمن تبریک ولادت پر از نور و سرور مولای متقیان حضرت امام علی (ع) امیدواریم مجموعه دکلمه برای تولد حضرت علی مورد پسند شما قرار گرفته باشد، نظرتان را درباره کیفیت و کمیت این دکلمه‌ها از طریق ارسال نظر اعلام بفرمایید. اگر به دانستن چگونگی واقعه تولد حضرت علی (ع) علاقه‌مند هستید، مطالعه مطلب داستان ولادت حضرت علی (تولد حضرت علی) در کعبه را به شما پیشنهاد می‌دهیم.